X
تبلیغات
دکتر ناصر مهدوی
 
دکتر ناصر مهدوی
خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد که در دستت بجز ساغر نباشد
متاسفم براشون که اجازه ندادن آقای مهدوی سخنرانی کنند

ولی از صحبت های آقای هاشمی خوشم اومد

حرفاشون نشانگر این بود که هرچی بلدیم از آقای مهدوی یاد گرفتیم.......

پ ـ ن

کور شود هر آنکه نتوان دید



سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1391 :: 13:28 ::  نويسنده : مروارید

با سلام و آرزوی قبولی طاعات شما دوستان و همراهان گرامی، مراسم پرفیض شبهای قدر در بنیاد حضرت زینب همانند سال گذشته بشرح زیر برگزار می گردد:
شب اول: سه شنبه 17/5/1391 نوزدهم ماه رمضان
شب دوم: پنج شنبه 19/5/1391 بیست و یکم ماه رمضان
شب سوم: شنبه 21/5/1391 بیست و سوم ماه رمضان
برنامه هر سه شب :
شروع ساعت 10 شب با قرائت قرآن کریم و خواندن دعای جوشن کبیر  و سپس سخنران اول و مناجات و بعد از آن سخنران دوم اقای دکتر ناصر مهدوی و در انتها نیایش خواهد بود


آدرس بنیاد حضرت زینب :

خیابان اقدسیه - بعد از تقاطع آجودانیه - کوچه ناز - بنیاد زینب کبری

همچنین لازم بذکر است کلاس های قرآن و مثنوی آقای دکتر ناصر مهدوی بعلت مقارن شدن با شبهای قدر در حسینیه ارشاد تشکیل نمی گردد



چهارشنبه هجدهم مرداد 1391 :: 12:51 ::  نويسنده : مروارید
نمی دونم چرا عنوان رو این مدلی نوشتم .

 شاید به این دلیل است که از این کلمه بدم میاد .

ف...ت...ن...ه... واقعآ می تونه برای کسانی باشه

 که دلسوز مردم اند و همش به اون ها فکر میکنن

یا اینکه برای کسانی است که دنبال آزادی اندیشه

و آزادی از بند نفس خود هستند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اگر خواستن همچین چیز هایی ف...ت...ن...ه... است

و عمل به آن ف...ت...ن...ه... گری

وهمچین آدم های خوبی جزء آن هستند پس چه فتنه خوب است.

آره جرات می کنم و کلمه رو می نویسم چون دیگه ایجوری ازش بدم نمیاد

 دوستش هم  دارم .فتنه



یکشنبه یازدهم دی 1390 :: 13:47 ::  نويسنده : مروارید
قرار بود به دلها کمی قرار بیاید
قرار بود که اسباب پای کار بیاید
 
قرار بود نرنجد دلی ز گفتن حرفی
قرار بود سر عقل روزگار بیاید
 
قرار بود اگر صبر داشته باشیم
برای تمشیت کار، یک سوار بیاید
 
قرار بود سری بی گنه به دار نباشد
قرار بود فقط تا به پای دار بیاید
 
 
برای آنکه بدانیم . . . چه زیباست
قرار بود که بعد از خزان بهار بیاید
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
دیروز داشت از تلویزیون  ایران کربلا رو نشون می داد که همه چه مدلی میزدن تو سر خودشون و به سمت حرم امام حسین (ع) می رفتن مامان بزرگم گفت : الهی حسین قربونت برم اگه الان اینجا بودی
همه کمکت میکردن نمی تونست کسی تو رو بکشه !!!!!!!!!!!!
حالا من یه سوال دارم از شماها اینکه واقعآ اگه حسین الان  زنده می شد نمی کشتنش ؟؟؟؟؟؟
یا اینکه بازم همون اتفاق عاشورا حتی بدتر براش می افتاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
محرم بالیدن است نه نالین
آموزه است نه موزه
نگریستن است نه گریستن
یک تذکر برای منتظران مهدی
حسین را منتظرانش کشتند


چهارشنبه شانزدهم آذر 1390 :: 12:7 ::  نويسنده : مروارید
سلام

من معذرت می خوام بابت اینکه دیر به دیر می نویسم

پست قبلی من برای زمانی بود که واقعآ حتی به بنیاد زینب کبری هم مجوز نداده بودن

ولی خدا رو شکر که مجوز گرفته شد وبرنامه های دکتر برگزار شد .



چهارشنبه شانزدهم آذر 1390 :: 11:6 ::  نويسنده : مروارید
متاسفانه به برنامه های ماه محرم دکتر مجوز داده نشده است .

سه شنبه یکم آذر 1390 :: 15:41 ::  نويسنده : مروارید
همه هست آرزويم كه ببينم از تو رويي


چه زيان تو را كه من هم برسم به آرزويي؟!


به كسي جمال خود را ننموده‏يي و بينم

همه جا به هر زباني، بود از تو گفت و گويي!

غم و درد و رنج و محنت همه مستعد قتلم


تو بِبُر سر از تنِ من، بِبَر از ميانه، گويي!

به ره تو بس كه نالم، ز غم تو بس كه مويم


شده‏ام ز ناله، نالي، شده‏ام ز مويه، مويي

همه خوشدل اين كه مطرب بزند به تار، چنگي

من از آن خوشم كه چنگي بزنم به تار مويي!

چه شود كه راه يابد سوي آب، تشنه كامي؟

چه شود كه كام جويد ز لب تو، كامجويي؟


شود اين كه از ترحّم، دمي اي سحاب رحمت!


من خشك لب هم آخر ز تو تَر كنم گلويي؟!

بشكست اگر دل من، به فداي چشم مستت!


سر خُمّ مي سلامت، شكند اگر سبويي


همه موسم تفرّج، به چمن روند و صحرا

تو قدم به چشم من نه، بنشين كنار جويي!



سه شنبه یکم آذر 1390 :: 15:37 ::  نويسنده : مروارید

ای خدا از عاشقان خشنود باد

عاشقان را عاقبت پرسود باد

عاشقان را از جمالت عید باد

جانشان در آتشت چون عود باد

دست کردی دلبرا در خون ما

جان ما زین دست خون آلود باد

هر که گوید که خلاصش ده ز عشق

آن دعا از آسمان مردود باد

مه کم آید مدتی در راه عشق

آن کمی عشق جمله سود باد

دیگران از مرگ مهلت خواستند

عاشقان گویند نی نی زود باد

آسمان از دود عاشق ساخته‌ست

آفرین بر صاحب این دود باد



شنبه بیست و هشتم آبان 1390 :: 15:18 ::  نويسنده : مروارید
متاسفانه دعای عرفه لغو شد

سه شنبه هفدهم آبان 1390 :: 15:29 ::  نويسنده : مروارید

 

ز همراهان جدایی مصلحت نیست

 

 

 

سفر بی‌روشنایی مصلحت نیست

چو ملک و پادشاهی دیده باشی

 

پس شاهی گدایی مصلحت نیست

شما را بی‌شما می‌خواند آن یار

 

شما را این شمایی مصلحت نیست

چو خوان آسمان آمد به دنیا

 

از این پس بی‌نوایی مصلحت نیست

در این مطبخ که قربانست جان‌ها

 

چو دونان نان ربایی مصلحت نیست

بگو آن حرص و آز راه زن را

 

که مکر و بدنمایی مصلحت نیست

چو پا داری برو دستی بجنبان

 

تو را بی‌دست و پایی مصلحت نیست

چو پای تو نماند پر دهندت

 

که بی‌پر در هوایی مصلحت نیست

چو پر یابی به سوی دام حق پر

 

که از دامش رهایی مصلحت نیست

همای قاف قربی ای برادر

 

هما را جز همایی مصلحت نیست

جهان جوی و صفا بحر و تو ماهی

 

در این جو آشنایی مصلحت نیست

خمش باش و فنای بحر حق شو

 

به هنبازی خدایی مصلحت نیست



سه شنبه دهم آبان 1390 :: 15:14 ::  نويسنده : مروارید
درباره وبلاگ

دکتر ناصر مهدوی، دکترای عرفان اسلامی می‌باشد

سوابق
* استاد دانشگاه تهران
* استاد دانشگاه شهید بهشتی
* استاد دانشگاه آزاد تهران

کتب
* زیبایی‌شناسی عاشورا
* مکاتب عرفانی جدید

مقالات
* معنویت در قرآن
* شرح موضوعی قرآن
* شرح موضوعی مثنوی
* پیام مولانا برای انسان امروز
* تحقیق اتحاد ملی در سایه‌ جهت‌گیری قرآنی و سلوک عبدی


هرکاو بیدارتر پر دردتر
هرکاو هشیارتر رخ زردتر